هیچ کس تاب و تب چشم تو را درک نکـرد
هیچکــــــس اشک شب چشم تو را درک نکرد
مــــا کجـــا درد کشیدیم بـــه اندازه ی تــو
روز و شب گریـــــه ندیدیم به انــدازه ی تـــــو
منّتـــی بر سر ما هم بگذاری بـــد نیسـت
آه کم چشــــــم به راهم بگذاری، بد نیست
نگرانم که پس از مردن من برگردی
پای تابوت، سر بردن من برگردی
نکنــــد منتظــــــــر مردن مائـــی آقا؟
منتظرهات بمیرند میایــــــــی آقــــا؟
ما را در سایت سلام خوبي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 12:14